فهرست ناوبری برگه ها

آموزش زبان انگلیسی، فرانسه، آلمانی، اسپانیایی و ...

داستان دو زبانه دختر نابینا

داستان دو زبانه دختر نابینا، داستانی زیبا درباره از خود گذشتی و دید انسان نسبت به زندگی است

There was a blind girl who hated herself just because she was blind. She hated everyone, except her loving boyfriend. He was always there for her. She said that if she could only see the world, she would marry her boyfriend. One day, someone donated a pair of eyes to her and then she could see everything, including her boyfriend. Her boyfriend asked her, “now that you can see the world, will you marry me?”
The girl was shocked when she saw that her boyfriend was blind too, and refused to marry him. Her boyfriend walked away in tears, and later wrote a letter to her saying:

“Just take care of my eyes dear.”

دختر نابینایی بود که فقط برای اینکه نابینا بود از خودش متنفر بود. او از همه به جز دوست پسر مهربانش بدش می‌آمد. او همیشه کنار دختر بود و به او کمک می‌کرد. دختر گفت که اگر فقط می‌توانست روزی دنیا را ببیند، با دوست پسرش ازدواج می‌کرد. یک روز کسی یک جفت چشم به او اهدا کرد و بعد دختر توانست همه چیز را ببیند. دوست پسرش از او پرسید: “حالا با من ازدواج میکنی؟” دختر وقتی پسر را دید بسیار شوکه شد چرا که پسر هم نابینا بود و دختر از ازدواج با او امتناع کرد. پسر با پشمان گریان دختر را ترک کرد و نامه ای برایش گذاشت.

” عزیزم فقط از چشمانم مراقبت کن”

This is how human brain changes when the status changed. Only few remember what life was before, and who’s always been there even in the most painful situations.

وقتی که دیدگاه انسان تغییر میکند، شرایط تغییر می‌کند. فقط به یاذ داشته باشید که زندگی قبلا چگونه بوده است و چه کسانی حتی در شرایط سخت کنار شما بوده اند.

Life Is A Gift

زندگی یک هدیه است.

Today before you think of saying an unkind word–
think of someone who can’t speak.

امروز قبل از اینکه حرف ناراحت کننده ای بزنید، به کسانی فکر کنید که نمیتواند حرف بزند.

Before you complain about the taste of your food–
think of someone who has nothing to eat.

قبل از اینکه درباره غذا شکایت کنید، به کسی فکر کنید که چیزی برای خوردن ندارد.

Before you complain about your husband or wife–
think of someone who is crying out to God for a companion.

قبل از اینکه راجع به همسرتان شکایت کنید،به کسی فکر کنید که برای داشتن همدم به درگاه خداوند التماس میکند.

Today before you complain about life–
think of someone who went too early to heaven.

امروز قبل از اینکه از زندگی شکایت کنید، به کسی فکر کنید که خیلی زود این دنیا را برای بهشت ترک کرده است.

Before you complain about your children–
think of someone who desires children but they’re barren.

قبل از اینکه درباره بچه‌هایتان شکایت کنید، به کسی فکر کنید که بچه میخواهد ولی بی ثمر است.

And when you are tired and complain about your job–
think of the unemployed, the disabled and those who wished they had your job.

و وقتی خسته هستید و از کارتان شکایت می‌کنید، به بیکاران فکر کنید، به ناتوانان و کسانی که آرزوی شغل شما را داشتند.

But before you think of pointing the finger or condemning another–
remember that not one of us are without sin.

اما قبل از اینکه دیگران را محکوم کنید، به یاد داشته باشدید که هیچ کدام از ما بدون گناه نیستیم.

And when depressing thoughts seem to get you down–
put a smile on your face and thank God you’re alive and still around.

و وقتی که افکار ناامید کننده به سراغ شما می‌آیند تا شما را مایوس کنند، بخندید و خدا را شکر کنید که هنوز زنده هستید.

Life is a gift – Live it, Enjoy it and Celebrate it

زندگی یک هدیه است، زندگی کنید، ازش لذت ببرید، جشنش بگیرید

دیدگاه شما چیست ؟

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>